معنی مفردرو
6 بازدید
[ مُ رَ رَ / رُو ] (نف مرکب) تنهارونده. جریده رو. آنکه تنها رود: صبح مفردرو حمایل کش در رکابت نفس برآرد خوش. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ۲۹).
کلمات همقافیه با «مفردرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر