معنی مفتکر
4 بازدید
[ مُ تَ کِ ] (ع ص) فکرکننده. اندیشه کننده : مشتغل توام چنان کز همه چیز غایبم مفتکر توام چنان کز همه چیز غافلم. سعدی. و رجوع به افتکار شود.[ مُ تَ کَ ] (ع اِ) فکر. اندیشه : آن ملیحان که طبیبان دلند سوی رنجوران به پرسش مایلند ور حذر از ننگ و از نامی کنند چاره ای سازند و پیغامی کنند ورنه در دلشان بود آن مفتکر نیست معشوقی ز عاشق بیخبر. مولوی (مثنوی چ خاور ص ۳۷۹)
کلمات همقافیه با «مفتکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر