معنی مغلغل
6 بازدید
[ مُ غَ غَ ] (ع ص) مُغَلغَلَة. (ناظم الاطباء). و رجوع به مغلغلة شود. || این کلمه در بیت زیر از عنصری که در دیوان چ دبیرسیاقی ص ۵۷ و دیوان چ قریب ص ۷۵ و در یادداشتی از مرحوم دهخدا آمده و غالیه مالیده معنی شده است، با توجه به کلمه غالیه پس از مغلغل و قرینهٔ دیگری که در مصراع دوم این بیت (مسلسل مشک) وجود دارد نمی تواند مغلغل باشد، بلکه به گمان نزدیک به یقین مفلفل به معنی موی سخت مرغول است : مغلغل غالیه بر سیم و نقره مسلسل مشک بر ماه منور. عنصری. و رجوع به مفلفل شود.
کلمات همقافیه با «مغلغل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غل» برای سرودن شعر