معنی مغلطه

معنی مغلطه

72 بازدید
[ مَ لَ طَ / طِ ] (از ع، اِ) کلامی که مردمان بدان در غلط و اشتباه افتند. (از ناظم الاطباء). مغلطة: رقم مغلطه بر دفتر دانش نکشیم سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم.حافظ. - به مغلطه افتادن؛ به شک و شبهه افتادن و به راه غلط افتادن. (ناظم الاطباء). - مغلطه زدن؛ مغلطه کردن : باریک شد اینجا سخن، دم می نگنجد در دهن من مغلطه خواهم زدن، اینجا روا باشد دغا. مولوی (از آنندراج). و رجوع به ترکیب بعد شود. - مغلطه کردن؛ در اشتباه انداختن. (ناظم الاطباء). و رجوع به ترکیب قبل شود. || فارسیان به معنی دغا و فریب و با لفظ زدن و دادن و بستن و خوردن استعمال نمایند. (آنندراج). - مغلطه خوردن؛ فریب خوردن : نخوری مغلطهٔ مهر که کرده ست قبول آسمان آدمیان را به حوادث زایی. درویش واله هروی (از آنندراج). - مغلطه دادن؛ فریب دادن : اینکه سودم قدم بی طمعی در ره او صورت فقرپرستیش مرا مغلطه داد. درویش واله هروی (از آنندراج). || جایی که مردم در آن به اشتباه و غلطی افتند. (غیاث) (از آنندراج). جایی که کسی را به شک و شبهه می اندازد. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مغلطه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «طه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید