معنی مغزل
7 بازدید
[ مِ / مَ / مُ زَ ] (ع اِ) دوک. ج، مغازل. (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از غیاث) (از آنندراج). آنچه بدان ریسند. دکلان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مَ زَ ] (ع اِمص) با زنان سخن گویی. (منتهی الارب) (آنندراج). سخن گویی با زنان. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ زِ ] (ع ص) آهو بابچه. (مهذب الاسماء): ظبیة مغزل؛ آهو مادهٔ باغزال. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).[ مِ زَ ] (ع اِ) عمود نورج. ج، مغازل. (ناظم الاطباء). و رجوع به مغازل شود.
کلمات همقافیه با «مغزل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زل» برای سرودن شعر