معنی مغایاة
3 بازدید
[ مُ ] (ع مص) به شمشیر سایه افکندن قوم بر سر کسی. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). با شمشیر بالای سر کسی ایستادن چنانکه پنداری سایه بر سر آنان افکنده اند.
کلمات همقافیه با «مغایاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر