معنی مغانی

معنی مغانی

6 بازدید
[ مُ ] (ص نسبی) منسوب به مغان که جمع مغ باشد. (ناظم الاطباء): خروش مغانی برآورد زار فراوان ببارید خون بر کنار.فردوسی. مغنی ره باستانی بزن مغانه نوای مغانی بزن.نظامی. و رجوع به مغ و مغان شود.
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ عامیانهٔ مُغَنّیَة. (از محیط المحیط) (از دزی). زنان سرودگوی. غناکنندگان و سرایندگان : سرود رود درود سلطنت او می داد و او غافل، اغانی مغانی بر مثالث و مثانی مرثیهٔ جهانبانی او می خواند. و او بیخبر. (نفثة المصدور چ یزدگردی ص ۱۸).
[ مَ ] (ع اِ) جِ مَغنی ََ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جاهای با اهل و باشندگان. جاهای مسکون : شهری دید از غرایب مبانی و عجایب مغانی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۱۲). اکناف آن اکتاف اشراف دهر را حاوی شده و اطراف آن طراف روزگار را ظروف آمده، مغانی آن به انواع انوار معانی روشن... (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۹۶).

کلمات هم‌قافیه با «مغانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید