معنی مغالبت
7 بازدید
[ مُ لَ / لِ بَ ] (از ع، مص) مغالبة. چیره شدن بر یکدیگر. غلبه یافتن : در سه کار اقدام نتوان کرد مگر به رفعت همت، عمل سلطان و بازرگانی دریا و مبالغت با دشمن. (کلیله و دمنه). و ظلمی که رفته بود از مبالغت خصوم و منازعت در ملک موروث و خانهٔ قدیم اعلام دادند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۶۸). مثالی به استدعای او روانه کرد و او را به موافقت جمع و مظاهرت قوم و... مغالبت دشمن دولت خواند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۷۳). او را بر قصد ری تحریض داد و بر مخاصمت و مغالبت مجدالدوله اغرا کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۷۱). در مطالبت ملک راه مغالبت پیش گرفتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۱۳). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «مغالبت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر