معنی مغازل
3 بازدید
[ مَ زِ ] (ع اِ) جِ مغزل [ مَ زَ / مِ زَ / مُ زَ ] . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مغزل شود. || لکلک. (دزی ج ۱ ص ۶). و رجوع به همین کلمه شود. || کنده های خرمن کوب. (منتهی الارب). عمودهای نورج . (ناظم الاطباء). عمودهای نورج که بدان خرمنها را کوبند. (از اقرب الموارد). ستونها و چوبهای گردونی است که به او خرد کرده می شود خرمنها. (شرح قاموس).
کلمات همقافیه با «مغازل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زل» برای سرودن شعر