معنی مع هذا

معنی مع هذا

5 بازدید
[ مَ عَ ها ذا ] (ع حرف ربط مرکب) به معنی با این، یعنی با وجود این معنی. (غیاث) (آنندراج). کلمهٔ رابطهٔ مأخوذ از تازی یعنی با این و با وجود این. (ناظم الاطباء). با این. با این همه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): مع هذا به هر صفت که بود به صوب تبریز بازرسید و دیده را به نور مشاهدهٔ فرزند... اکتحال کرد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۲۸۶). اما مع هذا یقین شناخته که تا در لباس وجود است از قبلهٔ نجاتی یا عهدهٔ حیاتی ناگزیر است. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۱۵۱). و مع هذا چون به چند نوبت دیار ماوراءالنهر و ترکستان تا سر حد ماچین و اقصی چین... مطالعت افتاد... (جهانگشای جوینی ج ۱ ص ۷). مع هذا پدر او شیخ الامین رضی اللََّه عنه آن کسی است که از گزیدگان رجال زمان خود به علم و ورع و ترسکاری... راجح آمده. (تاریخ قم ص ۸ و ۹). مع هذا شکست عظیم بر سپاه قزلباش افتاد. (عالم آرای عباسی).

کلمات هم‌قافیه با «مع هذا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ذا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید