معنی معیت

معنی معیت

5 بازدید
[ مَ عی یَ ] (ع مص جعلی، اِمص)همراهی. (غیاث) (ناظم الاطباء). صحابت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): از استاد ابوعلی شنیدم که گفت صابران فیروزی یافتند به عز هر دو سرای زیرا که از خدای معیت یافتند چنانکه گوید {/Bإِنَّ اَللََّهَ مَعَ اَلصََّابِرِینَ ۹-۱۲۲:۱۵۳/}. (ترجمهٔ رسالهٔ قشیریهٔ چ فروزانفر ص ۲۸۲). زهی سبقت که با آن اولیت ندارد هیچ موجودی معیت. (اسرارنامه چ گوهرین ص ۱۷). این معیت کی رود از گوش من تا نگردم گرد دوران زمن کی کنم من از معیت فهم راز جز که از بعد سفرهای دراز حق معیت گفت و دل را مهر کرد تا که عکس آن به گوش آید نه طرد. مولوی (مثنوی چ رمضانی ص ۴۱۳). این معیت با حق است و جبر نیست این تجلی مه است این ابر نیست. مولوی (مثنوی چ رمضانی ص ۳۱). تا معیت راست آید زانکه مرد با کسی جفت است کو را دوست کرد. مولوی (مثنوی چ رمضانی ص ۲۹۱). - به معیت؛ به صحابت. به همراهی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (اصطلاح منطق) مع بودن و مع دو چیز را گویند که میان ایشان تقدم و تأخر نبود به اعتبار هریکی از این وجوه بعد از اشتراک در آن معنی که اقتضاء یکی از این اقسام کند مانند دو چیز زمانی که یکی را بر دیگری تقدم و تأخر نبود و یا دو ذات موجود که معلول یک علت باشند. (اساس الاقتباس ص ۵۹). مقابل تقدم و تأخر است. (فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی). - معیت بالطبع؛ معیت ذاتی را دو فرد است یکی معیت بالطبع و دیگری معیت بالعلیة. معیت بالطبع عبارت از دو امری است که میان آن دو نیاز و احتیاجی نباشد. (فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی). و رجوع به معیت ذاتیه شود. - معیت بالعلیة؛ عبارت است از دو علت مستقل برای معلول واحد بالنوع یا دو معلول برای علت واحد مستقل. (فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی). و رجوع به ترکیب قبل و بعد شود. - معیت ذاتیه؛ عبارت از دو امری است که هیچ یک علت مستقل برای دیگری نباشد اعم از آنکه میان آنها احتیاجی باشد یا نه. میرسید شریف گوید: معیت ذاتیه عبارت از دو علت ناقصه برای معلول واحد یا دو معلول برای علت ناقصهٔ واحدند. (فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی). و رجوع به دو ترکیب قبل شود. - معیت زمانی؛ عبارت از بودن دو شی ء است موجود در زمان بدون وجود علاقهٔ علیت میان آن دو یا بطور مطلق، یعنی وجود دو امر است در یک زمان بطور مطلق. (فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی). || اتحاد و پیوستگی و رفاقت و مشارکت. || مهربانی و شفقت و محبت. || طرفداری و جانبداری. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «معیت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید