معنی معونة
8 بازدید
[ مَ نَ / مَ عْ وَ نَ / مَ عْ وُ نَ ] (ع اِمص) یاری. ج، معون. (مهذب الاسماء). یاری گری. ج، معون. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به معونت شود. || در اصطلاح شرع عبارت است از امر خارق عادتی که بر دست عوام مؤمنین ظاهر شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون).[ مَ نَ ] (اِخ) بئر معونة؛ چاهی است نزدیک مدینه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). چاهی است بین زمین بنی عامر و حرة بنی سلیم و جمعی از اصحاب پیغمبر (ص) ضمن جنگی در این مکان کشته شدند و حسان بن ثابت در قصیده ای آنها را مرثیت گفت. (از معجم البلدان). و رجوع به همین مأخذ و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «معونة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر