معنی معمولاً
5 بازدید
[ مَ لَنْ ] (ع ق) برحسب معمول. عادةً. بنا به عادت. برحسب تداول.
کلمات همقافیه با «معمولاً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر