معنی معموره شدن
4 بازدید
[ مَ رَ / رِ شُ دَ ] (مص مرکب) معمور شدن. آباد شدن : بر خرابی صبر کن کز انقلاب روزگار دشتها معموره و معموره ها صحرا شود. صائب. و رجوع به معمور شدن شود.
کلمات همقافیه با «معموره شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر