معنی معمعان
4 بازدید
[ مَ مَ ] (ع اِ) سختی گرما. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). سختی موسم گرما. (غیاث). و رجوع به معنی بعد شود. || شدت سرما و این لغت از اضداد است. گویند جاء فی معمعان الصیف و فی معمعان الشتاء. (از اقرب الموارد). || (ص) سخت گرم. (منتهی الارب) (آنندراج). یوم معمعان؛ روز سخت گرم. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «معمعان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر