معنی معمر مغربی
5 بازدید
[ مُ عَ مْ مَ رِ مَ رِ ] (اِخ) علی بن عثمان، مکنی به ابوالدنیا که گویند آب حیات نوشید و عمری طویل یافت. وقایع عجیب و داستانهای شگفت انگیز از وی روایت می کنند. و رجوع به روضات الجنات ص ۵۴۱ و ریحانة الادب ج ۷ ص ۱۰۰ و ج ۵ ص ۳۴۶ شود.
کلمات همقافیه با «معمر مغربی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر