معنی معمایی
4 بازدید
[ مُ عَ ْم ما ] (ص نسبی) منسوب به معما. رجوع به معما شود. || آنگه معما گوید. آنکه معما طرح کند: جانی همدانی... معمایی است و طبع خوبی هم دارد. (ترجمهٔ مجمع الخواص ص ۲۷۳).[ مُ عَ مْ ما ] (اِخ) میر رفیع الدین حیدر معمایی کاشی. رجوع به رفیعی شود.
کلمات همقافیه با «معمایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر