معنی معلولشکل
5 بازدید
[ مَ شَ / شِ ] (ص مرکب) بیمارگونه. نزار و ناتوان و پژمرده : آنچه بگیرد معلول شکل بود و تا دو سه سال نشاطی و قوتی به آن بازدید نیاید. (فلاحت نامه، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «معلولشکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر