معنی معلل

معنی معلل

6 بازدید
[ مُ عَ لْ لِ ] (ع ص) آنکه به بهانه ای باج گیر را رفع کند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || هرکه مرةً بعد اخری آب نوشد. (منتهی الارب) (آنندراج). آنکه بار بار آب خورد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || هرکه بار بار میوه چیند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آنکه میوه چیند یکی بعد از دیگری. (از اقرب الموارد). || روزی است از ایام عجوز. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). روز ششم از ایام عجوز. (ناظم الاطباء). نام روز ششم است از هفت روز بردالعجوز. (آثار الباقیه، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || اثبات کنندهٔ حکمی به وسیلهٔ دلیل. (از تعریفات جرجانی). بیان کنندهٔ علت. تعلیل کننده. دلیل آورنده.
[ مُ عَ لْ لَ ] (ع ص) دارای علت و سبب. (ناظم الاطباء). - معلل به غرض؛ چیزی که در آن غرض شخصی باشد. (ناظم الاطباء): گفتهٔ مرا معلل به غرض می پندارید. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || علت آورده. تعلیل شده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || نزد محدثان حدیثی را گویند که در آن علتی ظاهر شده باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون). حدیثی است که مشتمل بر امر خفی غامض باشد در متن یا در سند که موجب قدح در اعتبار آن شود با آنکه ظاهر آن سالم باشد. (فرهنگ علوم نقلی جعفر سجادی): علم درایه حدیثی است ضعیف مشتمل بر پاره ای از اسباب قدح که به ظاهر پوشیده است و ظاهراً سالم بلکه صحیح بنظر می رسد مانند اینکه راوی در روایتی متفرد و منحصر باشد یا دیگران با او مخالف باشند. اسباب معلول بودن حدیث فراوان است. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی).

کلمات هم‌قافیه با «معلل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید