معنی معلاة
8 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) بزرگی. ج، معالی. (مهذب الاسماء). بلندی در قدر و منزلت. ج، معالی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). رفعت و شرف. (اقرب الموارد). || (مص) بزرگی و بلندی قدر ورزیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). کسب شرف کردن و ورزیدن بزرگی و بلندی قدر. (ناظم الاطباء). کسب شرف. (از اقرب الموارد).[ مَ ] (اِخ) موضعی است قریب بدر. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). جایی است بین مکه و بدر. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «معلاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر