معنی معقلة
5 بازدید
[ مَ قُ لَ ] (ع اِ) دیت و گویند لنا عند فلان ضمد من معقلة؛ یعنی از برای ما در نزد فلان باقی مانده ای از دیت است که بر او می باشد. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، معاقل. (اقرب الموارد). || تاوان و گویند دمه معقلة علی قومه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مَ قُ لَ ] (اِخ) زمینی است نشیب سدرناک در دهناء. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نام جایی است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «معقلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر