معنی معطون
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) پوست در دباغ نهاده و نرم نموده جهت دباغت. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پوست گنده و تباه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «معطون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر