معنی معطشة
7 بازدید
[ مَ طَ شَ ] (ع اِ) زمین بی آب. ج، معاطش. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زمین بی آب. (آنندراج).[ مُ عَ طْ طِ شَ ] (ع ص) تأنیث مُعَطِّش. تشنگی آورنده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معطش شود. || (اِ) نام قسمی مار که درازای او یک به دست است و نشانهای سیاه دارد و سر او کوچک بود و گردن غلیظ و تن او از گردن باریک می شود تا به دنبال و از میانگاه تا به دنبال به سیاهی زند و دنبال برداشته رود و به شام و شهرهای نزدیک او باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «معطشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر