معنی معطری
6 بازدید
[ مُ عَ طْ طَ ] (حامص) بویایی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). معطر بودن. خوشبویی : شعلهٔ برق و روز نو عزتش از مبارکی قلهٔ برف و صبحدم شیبتش از معطری. خاقانی. و رجوع به معطر شود.
کلمات همقافیه با «معطری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر