معنی معضلة
6 بازدید
[ مُ ضِ لَ ] (ع ص) مسئلهٔ مشکل و دشوار و منه قول عمر اعوذ باللََّه من کل معضلة لیس لها ابوالحسن، یرید علیا علیه السلام. ج، معضلات. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). مسئلهٔ دشوار و فروبسته که راه حل آن معلوم نباشد. (از اقرب الموارد). تأنیث معضل، کاری سخت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معضلات شود.[ مُ عَ ضْ ضِ لَ ] (ع ص) رجوع به مُعَضِّل شود.
کلمات همقافیه با «معضلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر