معنی معضلات
6 بازدید
[ مُ ضِ ] (ع اِ) مسائل مشکل. (منتهی الارب). مشکلات. (آنندراج) (غیاث). کارهای دشوار و مسائل مشکل. (ناظم الاطباء). جِ معضلة. مسائل دشوار و فرو بسته که به طریق حل آن راه نتوان یافت. (از اقرب الموارد): ما جملهٔ برادران و پسران فرمان نافذ را ممتثل ایستاده و کفایت مهمات و دفع معضلات را چشم و گوش نهاده. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۱۵۷). || سختیها. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شداید: نزلت بهم المعضلات. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «معضلات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر