معنی معضة
5 بازدید
[ مُ عِ ضْ ضَ ] (ع ص) ارض معضة؛ کثیر العض. (مهذب الاسماء). زمینی که در آن عض فراوان باشد. (ناظم الاطباء). یقال مکان معض و ارض معضة. (محیط المحیط). و رجوع به مُعِضّ و عض شود.
کلمات همقافیه با «معضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر