معنی معصیتفرمای
5 بازدید
[ مَ یَ فَ ] (نف مرکب) آنکه معصیت فرماید. آنکه به ارتکاب گناه وادارد: تن من است چو سلطان معصیت فرمای من از قیاس غلام مطیع سلطانم.سوزنی. و رجوع به معصیة شود.
کلمات همقافیه با «معصیتفرمای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر