معنی معصیة
7 بازدید
[ مَ یَ ] (ع مص) نافرمانی کردن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان القرآن) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). خارج شدن از اطاعت کسی و مخالفت کردن با فرمان وی و معاندت کردن با او. (از اقرب الموارد). مخالفت کردن با فرمان کسی از روی قصد. (از تعریفات جرجانی): {/B أَ لَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ نُهُوا عَنِ اَلنَّجْوی ََ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمََا نُهُوا عَنْهُ وَ یَتَنََاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوََانِ وَ مَعْصِیَةِ اَلرَّسُولِ . ۱-۲۱۵۸:۸/}(قرآن ۵۸/۸). || (اِ) گناه و جرم. ج، معاصی. (ناظم الاطباء). به مجاز زلت. (از اقرب الموارد). گناه. (کشاف اصطلاحات الفنون). و رجوع به معصیت شود.
کلمات همقافیه با «معصیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر