معنی معشوقهباز
5 بازدید
[ مَ قَ / قِ ] (نف مرکب) معشوقه پرست و طالب و راغب به عشق بازی و شهوت پرست. (ناظم الاطباء): دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم با من چه کرد دیدهٔ معشوقه باز من.حافظ.
کلمات همقافیه با «معشوقهباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر