معنی معرش
6 بازدید
[ مُ عَ رْ رَ ] (ع ص) درخت رز وادیج بسته. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب): رز معرش که میانهٔ آن یکساله بوده است و ضیعهٔ آن به همه رستاقهای یکی بوده است. (تاریخ قم ص ۱۱۳). دیگر نهری که بر هر دو طرف آن میانه نشانده باشند اعم از آنکه معرش باشد یا غیرمعرش و به زبان قمی ساباط گویند... (تاریخ قم ص ۱۰۷).
کلمات همقافیه با «معرش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر