معنی معدو
6 بازدید
[ مَ دُوو ] (ع ص) ستمدیده. مَعدیّ نیز مانند آن است و گویند هو معدو علیه و معدی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «معدو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر