معنی معجم

معنی معجم

5 بازدید
[ مُ جَ ] (ع ص) منقوط. بانقطه. نقطه نهاده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). حروف نقطه دار. و صاحب دقایق الانشاء نوشته که معجم حروف منقوطه را از آن جهت نامند که اعجام در لغت به معنی ازالهٔ اشتباه است چون به نقطه رفع اشتباه می شود لهذا حروف منقوطه را معجمه گویند. بعضی جمیع حروف تهجی را معجم می خوانند چرا که چنانکه به نقطه دفع اشتباه می شود به عدم نقطه نیز ازالهٔ اشتباه می گردد. (غیاث): ز خون دلها خطی نوشت خامهٔ حسن که آن به حلقه و خال است معرب و معجم. مسعودسعد. از حرفهای تیغت آیات فتح خیزد تألیف آیت آری هست از حروف معجم. انوری (دیوان چ مدرس رضوی ص ۳۳۶). زهی دین طرازی که بی نقش نامت در آفاق یک حرف معجم ندارم. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۲۷۷). - حروف معجم. رجوع به همین کلمه شود. || نوشتهٔ نقطه نهاده. (ناظم الاطباء). || حروف الف، ب، پ الی آخره چرا که این ترکیب و ترتیب وضع عرب نیست. بلکه وضع کردهٔ عجم است. (غیاث). - حروف معجم؛ حروف تهجی. حروف الفبا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || رفع ابهام شده با گذاشتن نقطه ها و حرکات و اعراب. (از اقرب الموارد). || باب معجم؛ دربسته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج).
[ مُ عَ جْ جَ ] (ع ص) لفظی که عجم از کلام عرب به کلام خود نقل کرده باشند به اندک تغییری، اصلی بود یا معرب یا مولد. (کشاف اصطلاحات الفنون ج ۲ ص ۱۰۴۶). لغتی عربی که در زبان غیر عرب نیز استعمال شده و در آن زبان نیز شایع الاستعمال باشد مانند سخی، فرق، عدل، بغض، دوام و استعداد در زبان فارسی و ترکی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نوعی از لغات عرب و آن لفظی است که در حقیقت عربی باشد مگر اهل عجم آن را بسیار استعمال کنند و از جنس کلام خود دانند. (غیاث).
[ مَ جَ ] (ع ص) مرد نادرالوجود عزیزالنفس و صلب المعجم نیز چنین است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «معجم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید