معنی معجلة
5 بازدید
[ مُ جِ لَ ] (ع ص) مُعجِل. ناقه ای که قبل از تمام شدن سال بچه آرد که زنده ماند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). و رجوع به معجل شود. || ماده شتری که چون بر وی سوار شوند برجهد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «معجلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر