معنی معتزم
6 بازدید
[ مُ تَ زِ ] (ع ص) کوششنماينده. (آنندراج). آن که دل مینهد بر چيزی و کوشش مینمايد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || آن که شکيبايی میکند بر بلا و مصيبت. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). و رجوع به اعتزام شود. || (اِ) {$21116$}شير بيشه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «معتزم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زم» برای سرودن شعر