معنی معتزل
7 بازدید
[ مُ تَ زِ ] (ع ص) يکسو و جداشونده و کنارهگزيننده. (آنندراج). يکسوشونده و گوشهگيرنده. (ناظم الاطباء). گوشهگير. کنارهگير. کنارهجوی. گوشهنشين. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به اعتزال شود.
کلمات همقافیه با «معتزل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زل» برای سرودن شعر