معنی معبا
6 بازدید
[ مُ عَبْ با ] (ع ص) تعبيهشده. نصبشده: خاکپاشان که بر آن سنگ سيه بوسه زنند نور در جوهر آن سنگ معبا بينند.خاقانی.[ مُ عَبْ با ] (ص) اسم مفعول منحوت از عبا مثل مُکَلاّ از کلاه. عباپوشيده. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «معبا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر