معنی معايره

معنی معايره

5 بازدید
[ مُ یَ رَ ] (ع مص) راست کردن ترازو و پيمانه. (منتهی الارب) (آنندراج). || دو پيمانه را با يکديگر اندازه کردن و ديدن کمی‌ و بيشی آنها را. (از منتهی الارب). عيار. پيمانه و ترازو را با پيمانه و ترازوی ديگر {P(1) -به دو معنی اخير در اقرب الموارد به فتح‌رابع [ مُ هَ ] نيز آمده است. P}{P(2) -رسم‌الخط فارسی از مُعاهَدَه عربی است ودر فارسی بيشتر به کسر «هاء» تلفظ می‌شود. P}{P(3) -رسم‌الخط فارسی از مُعاهَدَه عربی است ودر فارسی غالباً به کسر «هاء» و دال تلفظ می‌شود. P}&{$21109$}سنجيدن و امتحان کردن برای دانستن‌ صحت کار آن. (از اقرب الموارد). راست‌ کردن پيمانه‌ها و ترازوها با يکديگر. (المصادر زوزنی). واکن کردن ترازو و قپان و پيمانه. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به‌ معاوره شود.

کلمات هم‌قافیه با «معايره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید