معنی معاوات
4 بازدید
[ مُ ]۱ (ع مص) زجر کردن گوسفند را به کلمهٔ «عا» و جز آن. (آنندراج) (از منتهی الارب). || يکديگر را بانگ برزدن و گويند «هو يعاوی الکلاب ای ينايحها». (منتهی الارب). يکديگر را بانگ برزدن. (آنندراج). بانگ کردن سگها را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط).
کلمات همقافیه با «معاوات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر