معنی معانقت.
4 بازدید
[ مُ نَ / نِ قَ ] (از ع، اِمص) يکديگر را در آغوش گرفتن. دست به گردن هم کردن. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معانقه و مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «معانقت.»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ت.» برای سرودن شعر