معنی معانق
5 بازدید
[ مُ نِ ] (ع ص) آن که دست در گردن ديگری در میآورد از روی محبت و دوستی. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به معانقه شود.
کلمات همقافیه با «معانق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نق» برای سرودن شعر