معنی معاناه
5 بازدید
[ مُ ] (ع مص) رنج چيزی کشيدن. (ترجمان القرآن). رنج کشيدن. (از منتهی {P(1) -بنده لذت معامله را با لذت نفس درنيابدزيرا اهل حقايق علايق را قطع میکنند پيش از آنکه علايق آنها را از حق قطع کند. P}{P(2) -رسمالخط فارسی از مُعاناه عربی است. P}{$21104$}الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به معانات شود. || رنجانيدن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || منازعت کردن با کسی. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). مشاجره کردن با کسی. (از اقرب الموارد). || ملابسه نمودن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). به تيمار مال پرداختن و گويند هم مايعانون مالهم. (از اقرب الموارد). مايعانون مالهم؛ يعنی نيکو تيمار مال نمیکنند. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «معاناه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر