معنی معالنه
4 بازدید
[ مُ لَ نَ ] (ع مص) با هم آشکار و هويدا نمودن. عِلان. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). با هم آشکار کردن دشمنی. (از اقرب الموارد). || به کسی اظهار ساختن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). اظهار کردن کاری بر کسی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «معالنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر