معنی معاقل

معنی معاقل

5 بازدید
[ مَ قِ ] (ع اِ) جِ مَعقِل. (ناظم الاطباء). جاهای پناه و قلعه‌ها. (آنندراج) (غياث) (ناظم الاطباء). پناهگاهها: قلاع و معاقل‌ آن اطراف که در هيچ ايام، اعلام اسلاف بدان‌ نرسيده بوده... مستخلص و مستصفی کرد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص‌34). آن‌ مخاذيل را به‌تدريج از آن مضيق دور می‌کرد و معاقل و موائل ايشان می‌ستد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی، ايضاً ص‌323). ابواب احتياط و اسباب استظهار به معاقل وثيق و خنادق‌ عميق به احکام رسانيد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی‌ ايضاً ص‌324). معاقل و حصون هند بر دست‌ لشکر او زير و زبر گرديد. (ترجمهٔ تاريخ‌ يمينی ايضاً 417). و ساير جزاير دريابار با حصانت معاقل و مناعت منازل آن از کنار آب بصره تا سواحل هند... منتظم شد. (المعجم ص‌18). و آن چنان قومی که به‌ مناعت جانب و حصانت معاقل و کثرت مال‌ و شرکت رجال ... (جهانگشای جوينی). و رجوع به معقل شود. || مکانهای قلب و مشکل. (غياث) (آنندراج). جايهای سخت و مشکل و صعب. (ناظم الاطباء). || سرحدها. (غياث) (آنندراج) (ناظم‌ الاطباء). || جِ مَعقُلَه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || هم علی معاقلهم الاولی؛ ای الديات التی‌ کانت فی الجاهليه او علی مراتب آبائهم و حالاتهم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). و رجوع به مَعقُلَه شود.

کلمات هم‌قافیه با «معاقل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید