معنی معاقب داشتن
4 بازدید
[ مُ قَ تَ ] (مص مرکب) عقوبت کردن. مجازات کردن. سزای عمل بد کسی را دادن: تقصير اگر فتاد به خدمت من بنده را مدار معاقب.مسعودسعد. و رجوع به معاقب شود.
کلمات همقافیه با «معاقب داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر