معنی معاقب
5 بازدید
[ مُ قَ ] (ع ص) شکنجهشده و عقوبتکردهشده و عذابکردهشده. (ناظم الاطباء). آن که به سزای عمل بد خويش رسيده. عقوبت شده. (از يادداشت به خط مرحوم دهخدا). || پيروی کرده و از پس کسی در آمده. (ناظم الاطباء). کسی که ديگری از پی او در آمده يا سوار شده: معاقب آن کس باشد که برنشيند نه آن کس که فروآيد. (المعجم چ دانشگاه ص66).[ مُ قِ ] (ع ص) در پی کننده. (منتهی الارب) (آنندراج). پيرویکننده و پس کسی درآينده. (ناظم الاطباء). || عقوبت و عذاب کننده. (غياث) (آنندراج). شکنجهکننده و عذابکننده. (ناظم الاطباء). || آن که با ديگری کاری را با نوبت میکند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «معاقب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قب» برای سرودن شعر