معنی معاقب

معنی معاقب

5 بازدید
[ مُ قَ ] (ع ص) شکنجه‌شده و عقوبت‌کرده‌شده و عذاب‌کرده‌شده. (ناظم‌ الاطباء). آن که به سزای عمل بد خويش‌ رسيده. عقوبت شده. (از يادداشت به خط مرحوم دهخدا). || پيروی کرده و از پس‌ کسی در آمده. (ناظم الاطباء). کسی که‌ ديگری از پی او در آمده يا سوار شده‌: معاقب آن کس باشد که برنشيند نه آن کس که‌ فروآيد. (المعجم چ دانشگاه ص‌66).
[ مُ قِ ] (ع ص) در پی کننده. (منتهی‌ الارب) (آنندراج). پيروی‌کننده و پس کسی‌ درآينده. (ناظم الاطباء). || عقوبت و عذاب‌ کننده. (غياث) (آنندراج). شکنجه‌کننده و عذاب‌کننده. (ناظم الاطباء). || آن که با ديگری کاری را با نوبت می‌کند. (ناظم‌ الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «معاقب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید