معنی معاقبت
5 بازدید
[ مُ قَ / قِ بَ ]۴ (از ع، اِمص) عذاب کردن يعنی زدن و بستن کسی را. (غياث). عقاب کردن. عقوبت کردن. سزای عمل بد کسی را دادن. (از يادداشت به خط مرحوم دهخدا): همگنان در استخلاص او سعی کردند و موکلان در معاقبتش ملاطفت نمودند. (گلستان). لاجرم در مدت توکيل او رفق و ملاطفت کردندی و زجر و معاقبت روا نداشتندی. (گلستان). و رجوع به معاقبه شود. || (در اصطلاح عروض) آن است که سقوط دو حرف از وزنی بر سبيل مناوبت باشد اگر يکی بيفتد البته ديگری برقرار باشد و شايد که هيچ دو ساقط نشوند اما نشايد که هر دو با هم {P(1) -چنين کلمهای در امهات کتب لغت عرببنظر نرسيد. P}{P(2) -از: معاف +ی (حاصل مصدر). P}{P(3) -در کشف الظنون ج 2 ص 1987: ابیالبيان. P}{P(4) -رسمالخط فارسی از مُعاقَبَه عربی است ودر فارسی بيشتر به کسر قاف تلفظ کنند. P}{$21098$}بيفتند و اين اسم از مناوبت دو شريک گرفته که در سفری يک مرکوب دارند و بنوبت برنشينند و آن را در عربيت معاقبت خوانند و چون حقيقت معاقبت معلوم شد بدان که معاقبت است ميان ياء و نون مفاعيلن در بحر هزج تا اگر ياء بيفتد نشايد که نون بيفتد و اگر نون بيفتد نشايد که ياء بيفتد و همچنين معاقبت است ميان نون فاعلاتن و الف فاعلن و فاعلاتن ديگر که از پس آن آيد. و چون حرفی بيفتد به معاقبت حرفی که بعد از آن باشد آن را صدر خوانند و چون حرفی بيفتد به معاقبت حرفی که پيش از آن باشد آن را عَجُز خوانند و اگر از دو طرف فاعلاتن الف و نون بيفتد به معاقبت ماقبل و مابعد، آن را طرفان خوانند. و اين تصرفات به مثالی روشن نشود... و بعضی عروضيان درباب صدر و عَجُز حرف ثابت را اعتبار کنند نه حرف ساقط را و معاقب مابعد را صدر خوانند و معاقب ماقبل را عَجُز گويند و به صواب نزديکتر است از بهر آنکه در معاقبت راحله که اين اسم از آن گرفتهاند معاقب آن کس باشد که بر نشيند نه آن کس که فروآيد... (المعجم ص47). هرگاه دو حرف در حالتی قرار گرفته باشند که اگر يکی از آن دو اسقاط شود حرف ديگر برجای خود ثابت و برقرار ماند و تصور آنکه هر دو با يکديگر بودهاند برود، اما اتفاق نيفتد که هر دو با يکديگر اسقاط شوند و اين عمل در صورتی واقع شود که هر دو حرف در دو سبب خفيفی که بين دو وتد مجموع واقع شوند قرار يافته باشند خواه از يک رکن و خواه از دو رکن باشند و اگر دو سبب و وتد آخر از يک رکن باشند در آن صورت عمل معاقبت لغو است مگر مضمر از کامل و عروض سالم از منسرح و در جامعالصنايع گويد معاقبت اجتماع سببين است چنانکه يکی ساقط نگردد. (از کشاف اصطلاحات الفنون). و رجوع به معاقبه شود.
کلمات همقافیه با «معاقبت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر