معنی معاطاه

معنی معاطاه

6 بازدید
[ مُ ] (ع مص) ورزيدن کودک جهت‌ اهل خود و دادن ايشان را آنچه خواهند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ورزيدن. (آنندراج): عاطی‌الصبی اهله معاطاه؛ ورزيد و کسب کرد آن کودک جهت کسان خود و داد ايشان را آنچه خواستند. (ناظم الاطباء). || کسی را خدمت کردن. (تاج المصادر بيهقی). خدمت کردن و نگاه داشتن حق کسی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب‌ الموارد). خدمت کردن. (آنندراج). || چيزی فا کسی دادن. (تاج المصادر بيهقی). عطا نمودن. عِطاء. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). چيزی به کسی دادن. (از اقرب‌ الموارد). دادن. (آنندراج). || همديگر گرفتن. (منتهی الارب). از همديگر گرفتن. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «معاطاه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید