معنی معاطات.
6 بازدید
[ مُ ] (ع مص) چيزی به کسی دادن. چيزی را دست به دست دادن. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): از افراط و انهماک در معاطات کاسات راح از صباح تا رواح مرضی روی نمود. (جهانگشای جوينی). فیالجمله ارکان و سروران بر موافقت سلطان بر معاطات کؤوس از محامات نفوس مهمل ماندند. (جهانگشای جوينی ج 2 ص186). از شام تا فلق و از بام تا شفق به معاطات کؤوس مدام و معانات پریچهرگان خوشاندام... اشتغال داشتند. (جهانگشای جوينی چ قزوينی ج 1 ص209). و رجوع به معاطاه شود. || (اصطلاح فقهی) بيعی است که در آن تشريفات خاص معامله نباشد مثلاً صيغهٔ ايجاب و قبول نباشد و بالجمله بيع معاطات عبارت از اين است که هر يک از متبايعين تبادل نمايند متاع و ثمن را بدون عقد مخصوص، اين معامله را برخی از فقها بطور کلی روا ندانند و برخی بطور کلی روا دانند و بعضی در امور کوچک و معمول به عادت مثل خريد و فروش نان و... روا دانند و در امور بزرگ روا ندانند بعضی آن را بيع کامل دانند و برخی مفيد اباحهٔ تصرف میدانند و عدهٔ ديگر گويند بيع متزلزل است تا تصرف. در مورد اجاره و هبه نيز همين بحث آيد. (فرهنگ علوم نقلی دکتر سجادی).
کلمات همقافیه با «معاطات.»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ت.» برای سرودن شعر