معنی معاش کردن
5 بازدید
[ مَ کَ دَ ] (مص مرکب) زندگی کردن: دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد.حافظ. روزی ما را به ما نوشته قضا به پاکی نظر خويش میکنيم معاش. ميرزا جلال اسير (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «معاش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر